اما حاشیه های این زلزله در ژاپن و عبرت هایی که می توان از نحوه مدیریت ژاپنی در این واقعه فرا گرفت در نوع خود چنان قابل تامل است که می توان از آن بهره گرفت و به تدریس مدیران ایرانی پرداخت.

یکی از نمونه های اخیر این درس آموزی علاوه بر عذرخواهی های مکرر مقامات ژاپنی به دلیل عدم انجام اقدامات کافی برای شهروندان زلزله زده، اعلام نخست وزیر ژاپن مبنی بر عدم دریافت حقوق ماهیانه خود است.

این اقدام که در قاموس مدیران ایرانی عملی اعجاب برانگیز تلقی می شود از آنرو حائز اهمیت است که تاکنون وقایعی هرچند غیرعمدی در کشور اتفاق افتاده و نه تنها منجر به عزل و برکناری وزیر و مسئولی نشده که بعضا مشاهده شده که مسئول مربوطه در کمال ناباوری در چشم خبرنگار که نماینده افکار عمومی است زل می زند و به توجیه اقدامات ناکارآمد خود و وزارتخانه و سازمان مربوط به خود می پردازد.

از این دست نمونه چه بسیارند که تنها به یک نمونه آن اکتفا می کنیم. حمید بهبهانی وزیر سابق راه و ترابری که گویا قرار است سر از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری درآورد همان زمان در واکنش به حادثه سقوط هواپيماي بوئينگ 727 در اروميه گفته بود: "هنوز هم آمار سوانح هوايي ايران نسبت به متوسط حوادث هوايي جهان پايين است."

این اظهارنظر که درست روز پس از این واقعه ابراز شد، اگرچه ممکن است درست هم باشد اما "هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد". آقای وزیر سابق به جای آنکه در آن لحظه با خانواده کشته شدگان این سانحه ابراز همدردی کند و بلکه مقداری از این مدیر ژاپنی بیاموزد و عمل پیشه کند، چنین سخنی بر زبان می راند که باعث جریحه دار کردن افکار عمومی می شود. حال اگر انتظار داشته باشیم که جناب وزیر سابق یا استعفا دهد و یا همچون این مدیر ژاپنی عمل کند، انتظاری عبث به نظر می آید که تو خود مفصل بخوان از این مجمل.