علاقه شدید شهرداری تهران به چشم لوسیفر
چندی پیش خبرگزاری فارس از استفاده از این نماد بارز شیطانپرستی در ایستگاه متروی چهارراه ولیعصر خبر داد. ماجرا وقتی داغ شد كه شهرداری تهران آن را تكذیب كرد و فارس هم مجبور شد فیلم و عكسهای «چشم لوسیفر» را منتشر كند تا دست آخر شهرداری مجبور شود با پذیرش تلویحی این مطلب، قول اصلاح آن را تا دهه فجر بدهد.
اما این همه ماجرا نبود چرا كه بعد از آن معلوم شد بقیه ایستگاههای مترو هم از «چشم لوسیفر» بینصیب نیستند و این «چشم» بهاصطلاح شیطانپرستان «جهانبین» در سرتاسر ایستگاههای مترو حضوری فعال دارد.
ماجرا بازهم ادامه پیدا كرد تا اینكه شهرداری تهران درپی كار و تلاش شبانهروزی برای خدمترسانی بیشتر به مردم و تغییر دورهای دكوراسیون شهر برای رفع خستگی چشم تهرانیها، تصمیم گرفت سكوهای ایستگاههای اتوبوس خیابان ولیعصر كه همین دو سه سال پیش عوض كرده بود را دوباره تغییر بدهد. اما دست بر قضا، این «لوسیفر» گویا دستبردار نیست و به «چشم»چرانی خود اینبار نه در زیر زمین، بلكه در لابهلای نردههای ایستگاههای جدید پرداخته و درست وسط هریك از این نردههای شیك و گرانقیمت كه تهرانیها شاید بعدها بفهمند چندبرابر قیمت برایشان تمام شده، یكی از «چشم»ها مشغول چشمچرانی است.
راستش من هم این خبر را توی برخی وبلاگها دیده بودم اما امروز داشتم از خیابان ولیعصر(عج) رد میشدم كه دیدم یكی از این «چشم»ها بدجوری به من خیره شده، گفتم یكجوری از خجالتش دربیایم.
حالا اینها غیر از نمادهای «ابلیسك» یا همان «شیطانك» نصب شده در پارك محله قدیم خودمان توی هفتچنار است. عجیب هست كه درست روبهروی مجسد المهدی (عج) میدان بریانك، توی محوطه چمنكاری شده این پارك، سهتا از این نمادها نصب شده.
نمیدانم این «لوسیفر» چه پدركشتگیای با امام زمان ما(روحی فداه و عجلالله تعالی فرجهالشریف) دارد كه بیشتر دور و بر مكانهایی با اسم آن بزرگوار پرسه میزند.
راستی چرا شهرداری تهران با وجود اینكه میداند این «چشم»ها نماد شیطان هستند، اصرار دارد كه توی كارهایش از این چشمها استفاده كند؟ شاید اول كارهایشان «اعوذ بالله منالشیطانالرجیم» نمیگویند. آخر میدانید كه حدیث داریم حتی هنگام انعقاد نطفه هم اگر اعوذبالله گفته نشود، شیطان خود را در آن نطفه شریك میكند.
این را هم بگویم كه زمان شهرداری كرباسچی یادم هست كه شهرداری تهران در اقدامی خبیثانه، اسامی شهدا را از كوی و برزنها حذف میكرد. حتی خیابانی كه خانه پدری ما توی آن بود را از شهید عرب به محمدی(اسم سابق آن) تغییر نام داده بودند ولی بچهها رفتند تابلوهای جدید را كندند و چندجای این خیابان روی دیوار نوشتند «خیابان شهید عرب» تا اینكه شهرداری مجبور شد دوباره نام زیبای «شهید عرب» را بر روی تابلوی این خیابان بنویسد. بعد هم معلوم شد كه مدیران شهرداری تصمیم گرفتهاند بهصورت كاملا ملایمتآمیز از تهران «شهیدزدایی» كنند. یعنی اسامی شهدا را از خیابانها پایین بكشند و هرجا اعتراض شد آن را دوباره برگردانند و اگر اعتراضی هم نشد كه فبهاالمراد...