.
به گفته شاهدان وقتی نوزاد به دنیا آمد مادر او فریاد زد : دخترم کبود شده است .... او نفس نمیکشد. در همین لحظه شوهر او با اورژانس تماس گرفت و تقاضای کمک کرد. ناگهان سر و کله مردی ژولیده که به نظر میرسید بی خانمان باشد پیدا شد او به آرامی همه را کنار زد و بالای سر زن رسید . بند ناف را از دور گردن نوزاد باز کرد و به آرامی آنقدر پشت او را مالش داد تا بچه شروع به نفس کشیدن کرد.
مامورین امداد میگویند درست ترین کار همین کار بوده است و او به بهترین وجه به این نوزاد کمک کرده است .‌آنها احتمال دادند که این مرد سابقا یک پزشک بوده است.
مسئول پمپ بنزین برای آن شب به این مرد جای خواب و خوراک داد اما این مرد که هیچکس نمیداند کیست فردای آن روز آنجا را ترک کرد و هیچ کس نمیداند این مرد آرام و با وقار با آن وضع آشفته از کجا رسید ، چگونه اطلاعات پزشکی خوبی داشت و به کجا رفت..
همه شاهدان میگویند این مرد با موها و ریش های بلند و صورت آرام کاملا شبیه حضرت عیسی مسیح بوده است.